فارسی نهم -

‌‌‌‌‌‌

فارسی نهم.

فضول را بردند جهنم گفت هیزمش تر است میشه در مورد این انشا بگید ممنون♡تاج میدم

جواب ها

درسا

فارسی نهم

سلامم در دلِ قصه‌ها، جایی که خنده‌ها به قهقهه بدل می‌شوند و پندها رنگ و بوی طنز به خود می‌گیرند، حکایتِ فضولی را می‌شنویم که سر از جهنم درآورد. نه به جرم گناهی بزرگ، بلکه به دلیل کنجکاوی بی حد و مرزش، کنجکاوی‌ای که گاهی آتش به جان دیگران می‌انداخت و گاهی هم دامن خودش را می‌گرفت. وقتی فرشته‌ها، او را با اکراه به سوی دروازه‌های جهنم کشاندند، انتظار داشتند که ناله‌هایش گوش فلک را کر کند، اما او آرام و قرار نداشت. نگاهش به این سو و آن سو می‌چرخید، انگار که در حال بازرسی یک ملک تازه تصاحب شده است. شعله‌های آتش جهنم، به جای آنکه او را به وحشت اندازد، کنجکاوی‌اش را برانگیخته بود. ملائک، او را به درون جهنم پرتاب کردند. اما به جای آه و فغان، صدایی عجیب به گوش رسید: 'این هیزما چرا اینقدر ترن؟ مگه شما جهنمی‌ها بلد نیستین هیزم خشک کنین؟' شیطان که از این همه گستاخی و فضولی، شاخ درآورده بود، از جا پرید. او که انتظار داشت قربانی جدیدش، با ناله و زاری به او التماس کند، با این سوال عجیب و غریب روبرو شده بود. شیطان، با عصبانیت پرسید: 'تو دیگه کی هستی؟ چرا به جای التماس، ایراد می‌گیری؟' فضول، بی‌توجه به خشم شیطان، با لبخندی مرموز گفت: 'من فقط دارم نظر تخصصی میدم. آخه اینجوری که آتیش خوب نمیگیره. باید هیزما رو خوب خشک کنین تا شعله‌ها حسابی زبونه بکشن.' شیطان، که تا آن لحظه، چنین موجودی را ندیده بود، با تعجب به او نگاه کرد. او که عادت داشت با ترس و وحشت قربانیانش بازی کند، با فضولی روبرو شده بود که حتی در جهنم هم دست از فضولی کردن برنمی‌داشت. ملائک، که از دور شاهد این ماجرا بودند، نتوانستند جلوی خنده خود را بگیرند. آن‌ها می‌دانستند که فضول، حتی در جهنم هم نمی‌تواند دست از سر کنجکاوی‌اش بردارد. و این حکایت، درسی بود برای همه کسانی که بیش از حد در کار دیگران سرک می‌کشند. یادآوری که گاهی فضولی، حتی جهنم را هم برای آدم‌ها، غیر قابل تحمل می‌کند. و چه خوب که گاهی، ما هم کمی از این همه کنجکاوی دست برداریم و به جای سرک کشیدن در زندگی دیگران، به فکر اصلاح خود باشیم. تاج یادت نره 🙃

سوالات مشابه